آنچه می خوانید بخشی از اعتقادات نژاد پرستانه و غیر انسانی تلمود است :
(قضاوت با شما)
یهودیان یا همان جهودانThe Jews))مدعياند كه از نسل اسباط حضرت
يعقوب
(ع)ميباشند. از طرفي ديگر جهودان ميگويند:«ما مردمبرگزيده خدائيم ،لذا خداوند
تمام
مخلوقات را براي ما آفريده است و بقیه ی انسانها بردگان واحشام ما هستند»
بیشتر با کتاب تلمود آشنا شویم
تلمود
خاخامهاي يهودي تا به حال شرحها و تفسيرهاي گوناگوني برتورات
نوشتهاند كه همه
آنهارا«خاخام يوخاس»در سال 1500 ميلاديجمعآوري نمود و با چند
كتاب ديگر كه در
سالهاي 230 و500 ميلادي نوشته شده بود به نام«تلمود» در سال 1750 میلادی تأليف و
چاپ نمود.اين كتاب
نزد يهود بسيار مقدّس و هم رديف«تورات وعهد عتيق» قرار دارد.
برای آشنایی بیشتر با تفکرات آنها
،عیناً بخشهایی از کتاب «تلمود» را
می آوریم :
هر روز دوازده ساعت است كه در سه
ساعت اوّل روز، خداوند شريعت را
مطالعه ميكند.
¡
تلمود به معناي تعليم ديانت و آداب يهود
ميباشد.بلكه از تورات هم با ارزشتر
است زيرا«گرافت»ميگويد:بدانيد كه گفتار
خاخام از گفتارپيامبر نيز بالاتر است.
¡
زماني كه خداوند دستور داد«هيكل»را خراب كنند مرتكب اشتباهشد،سپس
به
اشتباه خود اعتراف نموده،گريه كرد و گفت:واي بر منكه دستور دادم
خانهام را خراب
كنند، هيكل را بسوزانند و فرزندانم راتاراج نمايند.
¡
خداوند چون يهود را به اين حالت رها كرده سخت پشيمان است، به
اندازهاي
كه هر روز به صورت خود لطمه ميزند و زارزار گريه ميكند گاهي نيز از
چشمانش دو قطره اشك به دريا ميچكد و چنان صدايي ميكند كه همه اهل جهان
صداي
گريه او را ميشنوند و در اثرآن آبهاي دريا به تلاطم و زمين به لرزه
در ميآيد.
¡
هرگز خداوند از كارهاي ابلهانه،خشم و دروغ بركنار نيست.
¡
برخي از شيطانها فرزند آدم هستند زيرا آدم همسري داشت ازشياطين بهنام
«ليليث»كه 130 سال همسر وي بود در نتيجه برخي ازشياطين از نسل او
متولّد شدد!!
«حواء»دراين 130 سال هر چه فرزند به دنيا آورد از شياطين بودند
زيرا او
همسر يكي ازشياطين شده بود.
¡
انسان ميتواند شيطان را به قتل برساند،به شرط اينكه خمير نانعيد را
نيكو به
عمل آورد.
¡
روح يهوديها از روح ديگران افضل است زيرا ارواح يهود جزو خداوند
ميباشند
همانگونه كه فرزند جزو پدرش ميباشد.
¡
روحهاي يهود نزد خدا عزيزتر است زيرا ارواح ديگران شيطاني ومانند
ارواح
حيوانات ميباشند.
¡
نطفه غيريهودي مثل نطفه حيوانات است!
¡
بهشت مخصوص يهود است و هيچ كس به غير آنها داخل آننميشود ولي جهنم
جايگاه مسيحيان و مسلمانان است و غير از گريهو زاري چيزي نصيب آنها
نميشود زيرا زمينش از گل و بسيار تاريكو بدبو است.
¡
«يسوع ناصري»كه ادّعاي پيامبري نمود و مسيحيان فريب او راخوردند،با
مادرش مريم كه وي را از مردي به نام«باندار»به زنا متولّد نموده بود،در آتش
جهنم
خواهند سوخت.
¡
كليساهاي مسيحيان كه در آن سگهاي آدمنما به صدا در ميآيندهمچون
زبالهخانه
ميمانند.
¡
«يسوع مسيح»كافر است زيرا مرتد شد و به عبادت بت
پرداخت،هرمسيحي كه
يهودي نشود بتپرست و دشمن خدا خواهد بود و ازعدالت نيز خارج
است.اگر
انساني به غير يهودي كوچكترينترحمّي روا دارد عادل نيست.
¡
پيامبري
به نام مسيح نيامده است و تاحکم اشرار(غيريهود)نابودنشود،ظهور
نخواهد كرد.
¡
زماني كه او بيايد زمين خمير نان و لباسپشمي ميروياند،در اين هنگام
است كه
سلطه و پادشاهي يهودبازگشته و همه ملّتها در خدمت مسيح در ميآيند!
¡
در آن زمان است كه هر يهودي دو هزار و هشتصد برده و غلام دراختيار
خواهد
داشت.
¡
بر هر يهودي لازم است كه ملكهاي ديگران را خريداري كند تاآنها صاحب
ملكي
نباشند و هميشه سلطه اقتصادي با يهود باشد.
¡
يك فرد اسرائيلي نزد خداوند بيش از ملائكه قدر و منزلتدارد.اگر
غيريهودي يك
يهودي را بزند چنان است كه به عزت الهيّهجسارت كرده و جزاي او غير از
مرگ
چيز ديگري نيست و بايد او رابه قتل رسانيد.
¡
همان گونه كه انسان بر حيوانات فضيلت دارد يهود نيز بر ملّتهايديگر
فضيلت دارد.
¡
نطفه غيريهودي همچون نطفه اسب است.
¡
بيگانگان مانند سگ هستند و براي آنها عيدي نيست زيرا عيد براياجنبي و
سگ
به وجود نيامده است.
¡
سگ از غير يهودي برتر است زيرا در روزهاي عيد بايد به سگ نانو گوشت
داد
ولي نان دادن به بيگانگان حرام است.
¡
هيچ نزديكي و خويشاوندي ميان بيگانگان نيست همان گونه كهدر نسل و
خاندان
الاغ خويشاوندي نيست.
¡
خانههاي غيريهودي همچون طويله است.
¡
بيگانگان دشمن خدا هستند و مانند خوك قتلشان مباح است.
¡
يگانگان براي خدمت به يهود به صورت انسان آفريده شدهاند.
¡
غش و فريب دادن غيريهودي منع نشده است.
¡
سلام كردن به كفّار(كساني كه يهودي نيستند)اشكال ندارد بهشرط آنكه در
باطن،
او را مسخره كرده باشد.
¡
يهود با عزت الهيه مساوي هستند بنابراين تمام دنيا و هر چه درآن است
ملك آنها
ميباشد و اين حقّ يهود است كه بر آن تسلّط كامل يابد.
¡
دزديدن اموال يهودي حرام است ولي در مورد غيريهودي جايز ميباشد زيرا
اموال ديگران مانند زمينهاي بيابان است كه هر كس زودتر بر آن دست گذاشت
ما لك آن ميشود.
يهود مانند زن شوهردار هستند،همان گونه كه زن در منزل به استراحت
ميپردازد
و شوهر بدون آنكه زن در خارج از منزل كاري انجام دهد،خرجي او را
ميدهد،
يهود هم به استراحت پرداخته و بايد از حاصل دسترنج ديگران روزي بخورد.
¡
اگر يك يهودي و يك بيگانه شكايتي داشته باشند بايد حق را به يهودي
داد اگر چه
بر باطل باشد.
¡
ربودن اموال ديگران به وسيله ربا مانعي ندارد زيرا خداوند شما رابه
رباگرفتن از
غير يهودي امر ميفرمايد.
¡
به غير يهودي قرض ندهيد مگر آنكه در برابر آن قرض نزولبگيريد،
در غير
اين صورت قرض دادن به غيريهودي جايز نيستزيرا ما مأموريم
به آنها ضرر برسانيم.
¡
حيات و زندگاني ديگران ملك يهود است چه رسد به اموال آنها!
¡
هرگاه غيريهودي به پول احتياج داشته باشد به اندازهاي بايد از او ربا
و
¡
نزول گرفت كه تمام دارايي خود را از دست بدهد.
¡
غيريهودي هر چند صالح و نيكوكار باشد،بايد به قتل برسد.
¡
نجات دادن غيريهودي حرام است حتّي اگر هم ديديد در چاهيافتاده است
بايد فورا
سنگي بر در آن چاه بگذاريد!
¡
كشتن يك بيگانه مانند قرباني كردن در راه خداوند است.
¡
كمك نمودن يهودي به غيريهودي گناهي نابخشودني به حساب ميآيد.
¡
ملّت برگزيده خداوند ما هستيم،به همين دليل خداوند براي ما حيواناتي
به
صورت انسان آفريده است زيرا خداوند ميدانست كه يهود به دو نوع حيوان
نياز
دارد، يكي از حيوانات بيشعور مانند چهارپايان و ديگري حيوانات ناطقه
و با شعور مانند مسيحيان،مسلمانان وبودائيان!براي آنكه بتوانيم از همه آنها
به اصطلاح سواري
بگيريم خداوند ما را در جهان متفرّق ساخته است .
¡ آنچه نقل كرديم احتياج به توضيح و تعليقي ندارد،زيرا
همين مطالب بهترين
معرّف براي«يهود»است.
پي نوشت :
*برگرفته از :ماهنامه ي دانش پژوه، ش 56، ص7.
از آنجا كه وجود چنين تعاليمي در يك كتاب ديني واقعاً غير قابل باور است و ممكن است دسته اي از خوانندگان در صحت انتساب اين جملات به تلمود دچار ترديد باشند، علاقه مندان را به مطالعه ي كتاب «تاريخ يهود، آيين يهود»كه يك يهودي ضد صهيونيست (اسرائيل شاهاك)آن را نوشته است، دعوت مي كنم.مترجم اين كتاب، رضا آستانه پرست است.ترجمه ي ديگري از اين كتاب با نام «تاريخ يهود، مذهب يهود»موجود است كه مرحوم مجيد شريف آن را به فارسي برگردانده است.
منبع: نشريه ي موعود شماره ي 101
/س